X

دختر قشنگم دلم ميخواست هر ماه سرموقع برات بنويسم اما متاسفانه مشغوليتهاي مختلف نميگذاره اما شروع مدرسه يك مرحله مهم توي زندگي ات هست كه تقريبا به موقع دارم برات عكس ميگذارم و يك پست مخصوص بهش اختصاص دادمبغل

چهارشنبه 24 شهريور جشن شكوفه ها را برگزار كردند چون 31شهريور بين تعطيلات بود و ميگفتن احتمالا بيشتر خانواده ها مسافرت باشن

اين هم دختر گل من دم در مدرسه كه دلش ميخواست با اين دوتا قو عكس بگيره و حتما دوتا قو كامل پيدا باشنبوس

روز اول مدرسه

 

حياط مدرسه

 

اينجا پايان جشن است و دارن يكي يكي اسم بچه ها را ميخوانند و در واقع كلاس بندي را اعلام كردند

1

 اين هم سوم مهرماه روز اول مدرسه رفتن فرنيا

گل دختر مامان كاملا بيدار و آماده رفتن به مدرسه

3 مهرماه

حيف تار شده اما خيلي قشنگه بابايي داشت فيلم ميگرفت فرنيا گفت دوست نداره و بابايي هم سريع يك عكس گرفت واسه همين تار شده

گل مامان

 

اين هم كيف فرنيا كه خودش پيشنهاد داد حتما از اولين كيفش عكس بگيريم

كيف فرنيا خانم

 

اين هم دم در خانه توي كوچه منتظر سرويس با گلي كه دست دخترم بود و براي معلمش برد وقتي اين عكس را به دايي نشون داديم نوشت:به به حواس گل توي گل است محبت

گل توي گل

دخترم انشالله هميشه موفق و شاد باشي توي اين دو روز كه مدرسه رفتي كه فعلا مدرسه را دوست داري و بهت خوش گذشته راستي داشت يادم ميرفت اسم مدرسه ات اميد آينده است




[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : دوشنبه 5 / 7 / 1395 | 10:17 | نویسنده : مامانی |

فرنيا وقتي عروس ميشود

1

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 31 / 6 / 1395 | 16:03 | نویسنده : مامانی |

سلام به دختر گلم و همه دوستاني كه ما را ميخوانند

من هرچي ميخوام به روز باشم نميشه هرچي بزرگتر ميشي من هم مشغولتر ميشم و كمتر ميتونم بيام و برات يادگاريهاي كودكي ات را بگذارم ديگه الان ميدوني كه برات جايي خاطراتت را مينويسم و گاهي ميايي و ميگي مامان كه برام خاطره مينويسي اين چيزها را هم بنويس و بعد حرفهاي شيريني ميزني كه متاسفانه در گذر روزها فراموشم ميشه كه اينجا برات بنويسم ولي سعي ميكنم از اين به بعد تا چيزي ميگي توي يك برگه بنويسم تا يادم نره و حرفهاي خودت هم توي وبلاگت ثبت بشه

اما ماه تير قشنگترين اتفاق اين ماه افطاري بود كه با كمك موسسه بوژان مهمان شما كوچولوها بوديم

همه كارهاي افطار را شما كوچولوها انجام داديد و عجب افطاري خورديم تمام ماه رمضان نتونستيم افطاري به اون خوشمزگي و باصفايي داشته باشيم

افطاري



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 31 / 6 / 1395 | 15:51 | نویسنده : مامانی |

خوب ميرسيم به عكسهاي سفر به سنندج براي اينكه خيلي اذيت نشيم چهارشنبه عصر راه افتاديم و شب در همدان مانديم و صبح بطرف سنندج رفتيم خيلي عالي بود چون سرحال به سنندج رسيديم نه خسته ودرب و داغونمحبت

توي مسير فرنيا صندلي عقب را تزيين كرد و كلي خودش از تزيينات لذت برد البته اين عكسهاي صبح است كه از همدان راه افتاديم وگرنه كه عصر چهارشنبه خانم بيدار بود و مشغول شلوغ كاري

1

 

2

 


 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 15:59 | نویسنده : مامانی |

خوب برسيم به ماه خرداد و باز هم يك مسافرت كوچيك و يك سفر به اهواز و يك اتفاق خوب

اول خبر خوب اينكه اولين دندان شيري فرنيا در تاريخ 29خرداد 95 افتاد و دخترم بزرگتر شد

جاي خالي دندان شيري

 

وفردا صبح فرشته دندان يك هديه زير بالشش گذاشته بود

هديه فرشته مهربان



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 15:09 | نویسنده : مامانی |

در ارديبهشت يك سفر به بندر انزلي داشتيم كه توي مسير به يك دهكده روستايي سر زديم و به دوستم توي فومن هم سري زديم و با هم گشتي در انزلي زديم و شب هتل جهانگردي انزلي بوديم و صبح به سمت تهران راهي شديم سفر كوتاه اما لذت بخشي بود

توي ماشين به سمت انزلي

 

2



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 9:47 | نویسنده : مامانی |

سلام به گل دختر نازم و همه دوستاي خوبمون

خوب بلاخره آماده نوشتن شدم

اول كمي از روزمره گيهاي فرنيا توي اين ماه عكس ميگذارم و بعد هم يك مسافرت توي اين ماه داشتيم كه عكسهاش ميره توي پست بعدي بخاطر زياد بودن عكسها

بوستان آب و آتش



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 9:00 | نویسنده : مامانی |

يك روز كه قرار بود برم  مدرسه سلام براي ديدن مدرسه و دانستن شرايط مدرسه مسير را گم كردم و نتيجه اش ديدن پارك گلهاي لاله بود كه بعدالظهر سه تايي با هم رفتيم پارك

1



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 29 / 2 / 1395 | 11:55 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 64 صفحه بعد