روز جمعه 28 آبان يك روز عالي و خاطره انگيز بود با چندتا از بچه هاي مدرسه قرار گذاشتيم و رفتيم شهربازي سرزمين عجايب

 

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 10:34 | نویسنده : مامانی |

عكسهاي بعدي كه الان همراه دارم يك سفر كوچولو باز هم با گروه بوژان است كه اين دفعه بابايي هم همراهمون بود اما تا عصر حالش خوب نبود و توي ماشين استراحت ميكرد و فقط يكي دوساعت پاياني كنارمون اومد

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 9:39 | نویسنده : مامانی |

سلام گل دخترم من هر روز تا يك وقتي پيش ميامد و ميخواستم برات بنويس پيش خودم ميگفتم بايد مطالب پشت سرهم باشه و عكسهاي قبلي همراهم نبود امروز ديدم فايده نداره يا سركار وقت نميشه يا عكسها را فراموش ميكنم بيارم براي همين تصميم گرفتم فعلا هرچي عكس همراهم هست برات بگذارم تا بقيه عكسها راهم از خانه هر وقت تونستم بيارم و برات بگذارم



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 9:08 | نویسنده : مامانی |

دختر قشنگم دلم ميخواست هر ماه سرموقع برات بنويسم اما متاسفانه مشغوليتهاي مختلف نميگذاره اما شروع مدرسه يك مرحله مهم توي زندگي ات هست كه تقريبا به موقع دارم برات عكس ميگذارم و يك پست مخصوص بهش اختصاص دادمبغل

چهارشنبه 24 شهريور جشن شكوفه ها را برگزار كردند چون 31شهريور بين تعطيلات بود و ميگفتن احتمالا بيشتر خانواده ها مسافرت باشن

اين هم دختر گل من دم در مدرسه كه دلش ميخواست با اين دوتا قو عكس بگيره و حتما دوتا قو كامل پيدا باشنبوس

روز اول مدرسه

 

حياط مدرسه

 

اينجا پايان جشن است و دارن يكي يكي اسم بچه ها را ميخوانند و در واقع كلاس بندي را اعلام كردند

1

 اين هم سوم مهرماه روز اول مدرسه رفتن فرنيا

گل دختر مامان كاملا بيدار و آماده رفتن به مدرسه

3 مهرماه

حيف تار شده اما خيلي قشنگه بابايي داشت فيلم ميگرفت فرنيا گفت دوست نداره و بابايي هم سريع يك عكس گرفت واسه همين تار شده

گل مامان

 

اين هم كيف فرنيا كه خودش پيشنهاد داد حتما از اولين كيفش عكس بگيريم

كيف فرنيا خانم

 

اين هم دم در خانه توي كوچه منتظر سرويس با گلي كه دست دخترم بود و براي معلمش برد وقتي اين عكس را به دايي نشون داديم نوشت:به به حواس گل توي گل است محبت

گل توي گل

دخترم انشالله هميشه موفق و شاد باشي توي اين دو روز كه مدرسه رفتي كه فعلا مدرسه را دوست داري و بهت خوش گذشته راستي داشت يادم ميرفت اسم مدرسه ات اميد آينده است




[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : دوشنبه 5 / 7 / 1395 | 10:17 | نویسنده : مامانی |

فرنيا وقتي عروس ميشود

1

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 31 / 6 / 1395 | 16:03 | نویسنده : مامانی |

سلام به دختر گلم و همه دوستاني كه ما را ميخوانند

من هرچي ميخوام به روز باشم نميشه هرچي بزرگتر ميشي من هم مشغولتر ميشم و كمتر ميتونم بيام و برات يادگاريهاي كودكي ات را بگذارم ديگه الان ميدوني كه برات جايي خاطراتت را مينويسم و گاهي ميايي و ميگي مامان كه برام خاطره مينويسي اين چيزها را هم بنويس و بعد حرفهاي شيريني ميزني كه متاسفانه در گذر روزها فراموشم ميشه كه اينجا برات بنويسم ولي سعي ميكنم از اين به بعد تا چيزي ميگي توي يك برگه بنويسم تا يادم نره و حرفهاي خودت هم توي وبلاگت ثبت بشه

اما ماه تير قشنگترين اتفاق اين ماه افطاري بود كه با كمك موسسه بوژان مهمان شما كوچولوها بوديم

همه كارهاي افطار را شما كوچولوها انجام داديد و عجب افطاري خورديم تمام ماه رمضان نتونستيم افطاري به اون خوشمزگي و باصفايي داشته باشيم

افطاري



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 31 / 6 / 1395 | 15:51 | نویسنده : مامانی |

خوب ميرسيم به عكسهاي سفر به سنندج براي اينكه خيلي اذيت نشيم چهارشنبه عصر راه افتاديم و شب در همدان مانديم و صبح بطرف سنندج رفتيم خيلي عالي بود چون سرحال به سنندج رسيديم نه خسته ودرب و داغونمحبت

توي مسير فرنيا صندلي عقب را تزيين كرد و كلي خودش از تزيينات لذت برد البته اين عكسهاي صبح است كه از همدان راه افتاديم وگرنه كه عصر چهارشنبه خانم بيدار بود و مشغول شلوغ كاري

1

 

2

 


 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 15:59 | نویسنده : مامانی |

خوب برسيم به ماه خرداد و باز هم يك مسافرت كوچيك و يك سفر به اهواز و يك اتفاق خوب

اول خبر خوب اينكه اولين دندان شيري فرنيا در تاريخ 29خرداد 95 افتاد و دخترم بزرگتر شد

جاي خالي دندان شيري

 

وفردا صبح فرشته دندان يك هديه زير بالشش گذاشته بود

هديه فرشته مهربان



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 23 / 4 / 1395 | 15:09 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 64 صفحه بعد