فرشته کوچولو

سلام دختر عزيزم بسلامتي سال جديد هم اومد و من هم برگشتم سركار امسال تا 9 اهواز بوديم و پنج شنبه 10 هم در برگشت يك شب اصفهان خانه خاله مونديم و صبح به طرف تهران راه افتاديم و نهايتا ساعت 7.30عصر روز 11 فروردين به خانه رسيديم

و باز هم مثل قبل هنوز عكسهاي دوربين را خالي نكردم و عكسهايي كه توي گوشي دارم را ميگذارم

اولين عكس مربوط به روز رفتن به اهواز است يعني جمعه 27 اسفند ماه

در مسير اهواز



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : چهارشنبه 16 / 1 / 1396 | 13:22 | نویسنده : مامانی |

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 / 12 / 1395 | 9:40 | نویسنده : مامانی |

سلام دختر گلم مدتهاست چيزي ننوشتم خدا را شكر خيلي اتفاقهاي خوب توي زندگيمون افتاده و با خوشحالي شادي داريم امسال را به پايان ميرسونيم

اما الان اومدم كه با عكسهايي كه توي گوشي موبايلم دارم اين مطلب را بگذارم شايد وقت نشه عكسهاي ماههاي قبل را توي وبلاگت بگذارم اما دوست دارم در آخرين روزهاي آخرين ماه سال 95 حداقل آخرين عكسها را برات بگذارم چشمک

18اسفند جشن مدرسه شما بود و يكي از بهترين پيشنهادهاي مدرسه لباسهاي محلي شما كوچولوها بود 

جشن مدرسه1



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : شنبه 21 / 12 / 1395 | 10:59 | نویسنده : مامانی |
تاريخ : يکشنبه 21 / 9 / 1395 | 11:15 | نویسنده : مامانی |

روز جمعه 28 آبان يك روز عالي و خاطره انگيز بود با چندتا از بچه هاي مدرسه قرار گذاشتيم و رفتيم شهربازي سرزمين عجايب

 

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 10:34 | نویسنده : مامانی |

عكسهاي بعدي كه الان همراه دارم يك سفر كوچولو باز هم با گروه بوژان است كه اين دفعه بابايي هم همراهمون بود اما تا عصر حالش خوب نبود و توي ماشين استراحت ميكرد و فقط يكي دوساعت پاياني كنارمون اومد

 



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 9:39 | نویسنده : مامانی |

سلام گل دخترم من هر روز تا يك وقتي پيش ميامد و ميخواستم برات بنويس پيش خودم ميگفتم بايد مطالب پشت سرهم باشه و عكسهاي قبلي همراهم نبود امروز ديدم فايده نداره يا سركار وقت نميشه يا عكسها را فراموش ميكنم بيارم براي همين تصميم گرفتم فعلا هرچي عكس همراهم هست برات بگذارم تا بقيه عكسها راهم از خانه هر وقت تونستم بيارم و برات بگذارم



ادامه مطلب

[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : يکشنبه 7 / 9 / 1395 | 9:08 | نویسنده : مامانی |

دختر قشنگم دلم ميخواست هر ماه سرموقع برات بنويسم اما متاسفانه مشغوليتهاي مختلف نميگذاره اما شروع مدرسه يك مرحله مهم توي زندگي ات هست كه تقريبا به موقع دارم برات عكس ميگذارم و يك پست مخصوص بهش اختصاص دادمبغل

چهارشنبه 24 شهريور جشن شكوفه ها را برگزار كردند چون 31شهريور بين تعطيلات بود و ميگفتن احتمالا بيشتر خانواده ها مسافرت باشن

اين هم دختر گل من دم در مدرسه كه دلش ميخواست با اين دوتا قو عكس بگيره و حتما دوتا قو كامل پيدا باشنبوس

روز اول مدرسه

 

حياط مدرسه

 

اينجا پايان جشن است و دارن يكي يكي اسم بچه ها را ميخوانند و در واقع كلاس بندي را اعلام كردند

1

 اين هم سوم مهرماه روز اول مدرسه رفتن فرنيا

گل دختر مامان كاملا بيدار و آماده رفتن به مدرسه

3 مهرماه

حيف تار شده اما خيلي قشنگه بابايي داشت فيلم ميگرفت فرنيا گفت دوست نداره و بابايي هم سريع يك عكس گرفت واسه همين تار شده

گل مامان

 

اين هم كيف فرنيا كه خودش پيشنهاد داد حتما از اولين كيفش عكس بگيريم

كيف فرنيا خانم

 

اين هم دم در خانه توي كوچه منتظر سرويس با گلي كه دست دخترم بود و براي معلمش برد وقتي اين عكس را به دايي نشون داديم نوشت:به به حواس گل توي گل است محبت

گل توي گل

دخترم انشالله هميشه موفق و شاد باشي توي اين دو روز كه مدرسه رفتي كه فعلا مدرسه را دوست داري و بهت خوش گذشته راستي داشت يادم ميرفت اسم مدرسه ات اميد آينده است




[ موضوع : عکس های فرنیا]
تاريخ : دوشنبه 5 / 7 / 1395 | 10:17 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 65 صفحه بعد