پيشرفتهاي گل دختري مامان
عزيز دلم ميخوام از كارهاي جديدت برات بگم اما اينقدر پيشرفتهات زياد شده كه نميدونم از كجا بگم مثلا اگه بخوام كلمات جديدي كه ياد گرفتي را بگم كه بايد يك لغت نامه بنويسم چون ديگه تقريبا كامل حرف ميزني اما خوب خيلياش به زبان خودت است و فقط مامان ميدونه چي ميگي هرچيزي هم بگيم سريع تكرار ميكني جديدا عاشق مامان شدي و همه كارهات را فقط مامان بايد انجام بده دستت را بگيره، كاغذ بيسكويت را باز كنه، اب بهت بده و..... بعضي وقتها هم ميايي و ميگي دوست دارم وقتي ازت بپرسيم چيو دوست داري ميگي مامان دوست دارم عزيز دلم فدات بشم كه اينجور ابراز احساسات نشان ميدي بوس كردنت هم كه ماجرايي است گاهي ميايي و همچين محكم مامان را بوس ميكني ...












