فرنيافرنيا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ فرشته كوچولووبلاگ فرشته كوچولو، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

فرشته کوچولو

اخ جون مامان بزرگ امد خانه ما

دختر مامان ميدونم كه اين روزها بهت خيلي خوش ميگذره ان از هفته قبل كه كلي بازي كردي و اين هم از اين هفته كه مامان بزرگ و خاله كوچيكه و دايي ميان پيشمون و وقتي برن خاله بزرگه مياد يادم باشه از هديه هايي كه توي اينمدت از عمو   و خاله و مامان بزرگ و ...گرفتي عكس بگيرم و بگذارم تو سايتت اخه فعلا كه تو كار خراب كردني و نميدونم وقتي بزرگ بشي چند تا از اين هديه ها  باقي مونده كه يادگاري داشته باشي
14 شهريور 1390

عيد فطر مبارك

اين هفته هفته تفريح بود و صد البته كلافگي خانم خانما عيد فطر خانه عزيز(مادر بابايي)بوديم همه عموها و عمه هم امده بودند و تو كلي بابچه ها بازي كردي اما دريغ از خواب 5شنبه هم عمو حسن امد و با بچه ها بازي كردي و بعد هم با انها رفتيم پارك ارم اين هم عكس فرنيا توي پارك شب هم خاله امدو تو با پارساو سينا كلي خوش گذروندي و شب حسابي بي قرار و بي تاب شده بودي از خستگي زياد خوابت نمي برد و مامان را هم بي خواب كرده بودي تا صبح چند دفعه بيدار شدي اين در حالي است كه خانم گلي ديگه چند وقتي است شب تا صبح مي خوابه و ديگه بيدار شدن و شير خوردن نداره جمعه هم با خاله اينا رفتيم بيرون و عصرش هم رفتيم خانه عموي پارسا و سينا كه تازه امدن تهران ...
13 شهريور 1390

كار جديد: ماشين بازي

سلام شيرين مامان ديشب سروكله دندان چهارم هم پيدا شد  مباركه گل مامان اما ديشب  اينقدر قشنگ ماشين بازي ميكردي كه مامان و بابا مونده بودند از كجا ياد گرفتي اخه اولين بار بود ماشين دستت ميداديم مامان يادش رفت عكست را اماده كنه كه اينجا بگذاره تا شنبه بايد صبر كني تا عكست را بگذارم اينجا اينقدر شبيه پسرهايي كه مامان هم باورش نميشه دختري تازه خيلي هم بزرگتر از سنت نشان ميدي انگار 2ساله هستي نه 9ماهه چه ماشينت را سريع مي راني بريد كنار فرنيا داره مياد اگه رفتيد زير ماشين تقصير خودتونه ...
12 شهريور 1390

گل مامان

گل ماماني سلام اول از همه بگم دندان سوم مبارك روز پنجشنبه3 شهريور دندان سومي فك بالا خودنمايي كرد اما هنوز دندانهاي نيش پايين ورم داره اما در نيومده تو هم حسابي كلافه و انگشت به دهان روز جمعه دوستاي بابايي افطار  خانه ما دعوت بودند و چون بچه داشتند حسابي به توخوش گذشت و بازي كردي اما روز شنبه نميدونم بخاطر چي بود كه هيچي نخوردي يعني از ساعت 5/3كه از مهد ارودمت تا فردا صبح كه دوباره بردمت مهد هيچي جز شير نخوردي واسه همين از شب تا صبح نگذاشتي مامان بخوابه اخه ديگه بزرگ شدي با شير تنها كه سير نميشي ديشب هم كه خانه دوست مامان افطار دعوت بوديم انجا هم خوب بود تا اينكه جنابعالي گل كاشتي و پوشكت را اينقدر كثيف كردي كه از پوشك زد بيرون ...
7 شهريور 1390

گول خوردن ماماني

ديشب خاله كوچيكه ماماني را گول زد تا امروز بياد واست بنويسه تماس گرفته مستقيم نميگه سايت فرنيا را زود زود به روز كن به جاش ميگه واي چقدر خوبه توي سايت فرنيا مينويسي با اينكه دوريم اما اانگار كنارمون است و از همه كاراش باخبر ميشيم و اينجوري مامان گول خورد و امروز امد واست بنويسه شب احيا نوزدهم زياد حالت خوب نبود ترسيدم انجا واسم مشكل درست كني نتونستيم بريم اما شب احيا 21 چون فرداش هم تعطيل بود و خيالم راحت بود اگه هم بيخوابي داشته باشي باز فرداش پيشت هستم و مشكلي نيست باخيال راحت رفتم مراسم احيا و خانمي كه تو باشي خيلي گل بودي تا 12بازي كردي بعدش هم راحت خوابيدي اذيت هم نكردي مامان خيلي خوشحال شد و تصميم گرفت شب 23 هم بره احيا اما رفتن...
2 شهريور 1390