پنجشنبه 21شهريور
روز پنجشنبه من و فرنيا تنها خانه بوديم و هليا دختر همسايه كه همبازي فرنيا است خواب بود فرنيا هم همش بهانه ميگرفت بره خانه انها من هم ديدم نمياد داخل گفتم بيا بيرون بازي كن فرنيا كلي از اين پيشنهاد استقبال كردو بلاخره هم هليا بيدارشد و به فرنيا پيوست اينجا فرنيا جلوي در خانه ايستاده البته اينجا ديگه هليا هم بيدار شده بود و امده بود با فرنيا بازي كنه بعد عصري هم با بابايي رفتيم نمايشگاه مادر وكودك و نوزاد عكسها توي ادامه وسايل بيشتر بدرد نوزاد ميخورد اما قسمت وسايل بازي خيلي خوب بود همه توليد كنندگان وسايل بازي قسمتي از غرفه هاشون را به بازي بچه ها اختصاص داده بودند اين غرفه خيلي بامزه بود جز سرويس ...










