فرنيافرنيا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره
وبلاگ فرشته كوچولووبلاگ فرشته كوچولو، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

فرشته کوچولو

لباس هاي جديد

جمعه رفتيم پارك ملت و باغ وحش و عكسهاش را ديدي بعد از پارك رفتيم واست لباس خريديم و اين هم عكسهاش اين لباسها را هم بابايي ديروز از سركار اورد گفت دوستش اقا رضا برام خريده اقا رضا يك روز بيا خانه ما تا از ت تشكر كنم خيلي لباسهاي خوشگلي ان اندازه اندازه هم هست ...
18 دی 1390

فرنيا در باغ وحش پارك ملت

انجا همه جور حيواني بود اما بع بعيها خيلي خوب بودند بهشون غذا هم دادم بع بعي اينو هم بخور ديگه ميخواهيم بريم اين هم من و بابايي (بابايي همش از من و مامان عكس گرفت موقع برگشتن مامان چندتا عكس از من و بابايي گرفت بابايي ميگه اين كلاه پيرمردهاست نميدونم چرا خودش ميپوشه يعني پيرمرد شده؟!!!) ...
17 دی 1390

فرنيا در پارك ملت

اخ جون امديم پارك  چقدر اينجا قشنگه بگذاريد وايسم نگاه كنم اينقدر تندتند نريد حالا سوار ماشين بشيم (قربون ان خنده هاي بانمكت برم عزيز مامان وقتي خيلي ذوق ميكني اينجوري چشمات را ريز ميكني) ...
17 دی 1390

با كلي عكس امدم

روز 3شنبه مهد گفت توي مهد مشكل داشتي و حالت خوب نبوده و من كلي نگران شدم و باز 4شنبه را مرخصي   گرفتم  ولي خدا را شكر هيچ مشكلي نداشتي نميدونم چرا مهد اينجوري گفت يا شايد بقول خاله فهميدي تا  كمي حالت بد باشه مامان پيشت ميمونه واسه همين خودت را به مريضي ميزني تا مامان مرخصي بگيره و با مامان بمونيد خانه اما با اينحال امروز امدم كلي عكس برات بگذارم و چون نمي خوام خيلي توضيح بدم عكس هر جايي را كه رفتيم مثل رفتن به باغ وحش پارك ملت را توي يك موضوع مي گذارم اول يك عكس از كوچولوييهات كه خيلي دوستش دارم رفتيم خيابان بهار اين لباس را واست خريديم و زود تنت كرديم و ازت عكس گرفتيم تا دايي كه داشت ميرفت پيش مامان بزرگ عكست را...
17 دی 1390

در فروشگاه هايپر استار

توي اين روزهاي سرد با سرماخوردگي و خستگي از ماندن در خانه يك جا مشناختيم كه گرم باشه و خوشت بياد ان هم فروشگاه هايپر استار بود رفتيم و چون خريد نداشتيم برات ماشين گرفتيم اولش ماشين سواري را دوست داشتي اما بعدش راه رفتن و دست زدن به وسايل فروشگاه واست جالبتر بود اين هم مال يكدفعه ديگه است كه براي خريد رفته بوديم و جنابعالي دوست داشتي گاري خريد را هل بدي ...
17 دی 1390