عکسهای مسافرت اهواز
عزیز دلم وقتی رفتیم اهواز رفتیم عروسی پسرخاله مامان و انجا با دوربین عکس گرفتیم بعدش رم دوربین پر شد وقتی خواستیم خالیش کنیم کامپیوتری که بهش متصل شدیم ویروسی بود و نتیچه اینکه تمام عکسهای قبلت را از دست دادم و شروع عکسها از روز عروسی است این عکس توی عروسی نمیدونم چرا انجا فقط به من میچسبیدی؟ روز چهارشنبه خانه مامان بزرگ با هوای افتابی کاملا مریضی و بیحالی دخترم معلومه بعد از یکمی بازی توی هوای افتابی اوضاع بهتر شد و دخترم سرحال امد بعدش رفتیم توی اتاق و بازی با اسباب بازیهای قدیمی پسرخاله ها شب شد و دوباره فرنیا کمی بیحال شد اینجا داشت تلویزیون تماشا میکرد فردا صبح مامان بزرگ پیشنها...







